تبليغاتX
يـــــــا عشـــــــق ادركنـــــــي
اگر شميم نرگستان مشامت را نوازش داد بدان تا عشق راهي نيست...

 

چه بد مردمانی بودند آن ها که در آن روز بزرگ، پیام مهم خدا را شنیدند؛ دست ولی خدا را

 

در دست پیامبر (ص) دیدند؛ این جانشینی برحق و شایسته را تبریک گفتند؛ ولی هنوز

 

 ساعتی از رحلت پیامبر (ص) نگذشته بود که عهد خویش را شکستند و حق و حقانیت را

 

به زیر پا نهادند!! به راستی چه بد مردمانی بودند...

 

اما غدیر فقط حادثه ای از عمق تاریخ برای نقل و یادآوری نیست!

 

غدیر امتحان بزرگی است که در همه ی زمان ها جریان دارد.  

 

امتحانی برای سنجش میزان صداقت آن هایی که در هر زمان ادعای اطاعت از فرمان

 

خدا دارند. و اکنون ما در دوران غیبت صاحب و مولایمان در معرض این امتحان بزرگیم...

 

در دعای عهد هر روزمان، غدیر تکرار می شود.

 

این اشک ها و ناله های فراق شبیه آن تبریک های ریاکارانه ی غدیر نیست؟!

 

کدامیک از ما که نام منتظر بر خویش نهاده ایم بر ولایت مولایمان باقی خواهیم ماند؟!!

 

******

 

مولاجان این جان های خسته و دردمند فقط با معجزه ی دستان سبز تو زنده خواهد شد؛

 

برای آمدن تعجیل کن...

 

 

اللهم عجل الولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 23:38  توسط منتظران ظهور عشق | 

شیعیان قرب به خدا را در تسلیم به امام (ع) جست و جو می کنند؛ هرچه حرف شنو تر،

متصل تر. حضرت علی (ع) می فرمایند: سلمان منا اهل البیت.

شیعیان تربیت می شوند تا در حریم الهی خودی نباشند و رد پا از خود به جا نگذارند.

اسلام ناب همه ی هستی را از نور امام (ع) می بیند. از منظر شیعه امام باب الله است؛ تنها

صراط مستقیم. از منظر اسلام ناب هدف اصلی از انتظار زمینه سازی ظهور است.

اسلام ناب حرکت آفرین است. شیعه نیازمند هادی الهی است؛ این نیاز نه در حرف بلکه

در صحنه عمل متجلی می شود و باعث حرکت او بسوی ظهور می شود.

دراسلام ناب دغدغه ی تایید هادی الهی پر رنگ است.

( برگرفته از جلسات هفتگی کانون منادیان ظهور )

********

ای غایب صبور، لحظه هایمان بی تو چه سخت می گذرند...

هر صبح جمعه کوچه ی دل را آب و جاروب می کنیم؛ هر صبح جمعه فانوس یادت بر

سر در معبد جان فروزان تر می شود؛ هر صبح جمعه نبض انتظارمان تند تر می زند؛

هر صبح جمعه حلقه اشک چشم های مانده به راهت فریاد می زند بیا و ندایی از درون

این التهاب سوزان را التیام می بخشد که شاید این جمعه خواهی آمد...

کدامین جمعه نگاه حسرت زده ی منتظرمان فرش راهت خواهد شد؟!

 

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 10:48  توسط منتظران ظهور عشق | 

 

شوق اصلی وارد شدن به این مهمانی بزرگ، رسیدن به محضر توست. هرچند از شرمساری

 

 اعمالم در برابرت روی سر بلند کردن ندارم. اگر از من بپرسی در این سالی که گذشت چه

 

کرده ام، چه جوابی باید بدهم؟! با چه رویی این پرونده سیاه را نشانت دهم؟! چگونه در

 

مقابلت بایستم در حالی که تو از پیدا و پنهانم باخبری و باطنم را می بینی. چقدر سخت است

 

 رسیدن به حضورت آقا... اما مگر می شود از این فرصت چشم پوشید وقتی در تمام سال

 

همین یک شب را اجازه دارم که به حضورت بیایم و حرف ها و خواسته ها و دلتنگی هایم

 

را بی واسطه برایت بگویم و تو برای سال آینده سرنوشتم را رقم بزنی. کاش از سال گذشته

 

خوب تر شده بودم! کاش چیزی برای عرضه داشتم! کاش دلت از من رنجیده نبود!...

 

می خواهم همه روزها و شب های باقی مانده این مهمانی را با امید رسیدن به حضورت به

 

بازنگری رفتارم بپردازم؛ تا حداقل در این مهمانی بزرگ به گونه ای زندگی کنم که تو

 

می خواهی... باید همه نیازهایم را یادداشت کنم تا فراموشم نشود. باید از تو بخواهم در سال

 

آینده برایم برنامه ای بنویسی که فقط در راه زمینه سازی ظهورت گام بردارم. باید نشان دهم

 

توانایی اش را دارم. این مهمانی فرصت خوبی است تا ثابت کنم می توانم به عهد و پیمانم با

 

 تو وفادار بمانم. برای این که مهمان خوبی باشم به دعایت نیازمندم. آقا دعایم کن...

 

 

 

اللهم عجل الولیک الفرج 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10:15  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

 

                                       گوش شب پرستان کر

 

                         فردا در سرزمینمان آفتاب خیمه خواهد زد

 

                      از شنبه تا جمعه موعود هفت انتظار دویده ام

 

          و امروز با حنجر تاول زده پاهایم سرود ظهور تو را زمزمه می کنم

و اجابت تو را التماس...

 

  اللهم عجل الولیک الفرج 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 18:21  توسط منتظران ظهور عشق | 

                                  

                                   جشن های قاعد برای امام قائم؟!

 

از پیچ و خم های سال می گذریم. از شهرهای مختلفش عبور می کنیم و در سیر مسافرتی

 

عظیم قرار می گیریم. به راستی شیعه را اهل سفر و اهل تحصیل توشه آفریده اند اهل

 

حرکت به جستجوی امام. چه مسافرت عظیمی! از شهر عشق و قیام محرم حرکتمان را

 

شروع می کنیم، پیچ و خم های سال را پشت سر می گذاریم و اینک در شهر دیگری هستیم.

 

 گویا شهر، شهر پیغمبر است. شهری آکنده از رحمت و رضوان خداست. چه زیباست از

 

شهر پیغمبر که خداوند متعال بر سر گذرمان قرار داده است توشه برگیریم و بر حرکتمان

 

بیفزاییم. راستی در گذر از شهر پیغمبر ما چه می کنیم و از نعماتش چه توشه ای بر

 

می گیریم؟ آیا شیعه با عبور از چنین موقعیتی تغییر می کند؟ آیا واقعا شیعه با گذر از

 

چنین موقعیتی رشد می کند؟ آیا شیعه با جشن های نیمه شعبان بدون امام صفا می کند یا

 

پشت لبخندش بغض هجران است؟ کدام جشن های این شهر حرکت شیعه را به سمت امامش

 

 دو چندان می کند؟ اصلاح تفکر پیش نیاز رفتار حی در قبال امام حی است. تکنولوژی و

 

فناوری دائما در حال رشد و تغییر و ارتقا است؛ اما هیچگاه از خود سوال کرده ایم که نوع

 

ایمانیات ، کیفیت تفکرات و تنوع روحیات ما چگونه است؟ جامعه ی امام زمانی چقدر با

 

امام زمان (عج) خود مانوس است؟ جامعه ی امام زمانی چقدر با آینده خود مانوس است؟

 

تفکرات مذهبی چقدر جوابگوی نیازهای فطری افراد است؟ مسلم است که رشد یک ملت

 

در گرو رشد صحیح اعتقادات آن ملت است که نیاز به فهم و هضم غذاهای دینی و الهی

 

دارد. با گذر از کوچه های شهر و نوع پرداختنمان به اعیاد معلوم می شود که مقوله امام

 

زمان (عج) و آخرالزمان شناسی ما در فضایی احساسی شکل گرفته است. هنوز وقتی به

 

اصول تفکر موجود می نگریم پایه های سست و لرزان می بینیم که نیاز به اصلاح و

 

آبادانی دارند. مسلما نوع پرداختن به غذاهای معنوی بسیار پر اهمیت و قیمتی تر است و

 

جای تفکر و تامل دارد. مهدوی شدن افراد و مهدوی نمودن مقولات مختلف نیز نیاز به تامل

 

و تفکر دارد. گاه جامعه ی شیعه در لفافه ای از محبت به اهل بیت (ع) غنوده است و حال

 

آنکه دشمن دیرین صحنه های پیش رو را زمینه سازی می کند تا شیعه غنی از معارف و

 

اعتقادات با اتکا به تفکرات واپس گرا و ساکن زمینه رشد و ترقی نیابد و نگاه شیعه از امام

 

غافل شود و نیاز مبرم به امام حی در وجودش حرکتی ایجاد ننماید. اگر صدها و هزاران

 

برنامه و جشن برگزار شود و نتیجه آن حرکت در مسیر رفع ظلمتها و به سوی ظهور

 

نباشد اسلام آمریکایی آن را تایید خواهد نمود و حتی به گسترش آن کمک خواهد کرد اما

 

در اسلام ناب محمدی (ص) هر رفتاری که نتیجه آن قیام و حرکت و صراط مستقیم به

 

سوی ظهور باشد مورد خواست و رضایت امام (ع) خواهد بود. به راستی مبلغ چه اسلامی

 

در بطن جامعه ی شیعی می باشیم؟! آیا رفتارهای خویش را در قبال امام حی محک

 

زده ایم؟! باشد که در روشنایی اعیاد شعبانیه بیشتر از روشنایی های ظاهری به روشن

 

کردن شعله های تفکر پویا در مقولات آخرالزمانی بپردازیم و اینگونه مولایمان را از

 

 دخمه های تفکرات قاعدانه بیرون آوریم و در اوج آسمان اعتقادات ناب قرارش دهیم

 

و از نور وجودش منتفع شویم. ( ارائه شده توسط  کانون منادیان ظهور )

                           

                                         

                                         اللهم عجل الولیک الفرج 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 10:48  توسط منتظران ظهور عشق | 

 

                  ای جان جهان بر سر ما دستی نه

                                 تا از این خاک بر آئیم و به افلاک رسیم 

   

       آن سان که به جز خدای معبودی نیست      مانند علی به کعبه مولودی نیست

حضرت علی (ع) می فرمایند :

 سخاوتمند باش ولی اسراف کار مباش ؛ در زندگی حسابگر باش ولی سخت گیر مباش.

            شجاعت هرکس به اندازه زهد و بی اعتنایی او به ارزشهای مادی است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:8  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

نكاتي در رابطه با نقش دعا در تعجيل فرج (بخش آخر):    

۷-     برخي نيز مي گويند: (تا ما درست نشويم آقا نمي آيد) اگر معناي اين حرف

 

اين باشد كه ما بايد خود و جامعه ي خويش را اصلاح و به ظهور كمك كنيم

 

مطلب درستي است ولي اگر نااميد شويم و بگوييم تا زماني كه اوضاع به همين

 

منوال است آقا نمي آيد، حرف درستي نيست زيرا اولا امام در زمان نااميدي

 

مردمان مي آيد. دوم آن كه ايشان نيز براي اصلاح مي آيد و زمين را پراز عدل

 

و داد مي كند، آن هنگام كه از ظلم، ظلمت و ستم آكنده شده است.

 

سوم آن كه ما تحت هيچ شرايطي نبايد از ظهور نا اميد باشيم.

 

هر لحظه ممكن است فرج فرابرسد.

 

۸-     به يقين هركس كه امروز براي تعجيل در ظهور حضرت مهدي(ع) دعا

 

مي كند و در راه تحقق اين هدف گام بر مي دارد؛ در ثواب و فضيلت هر حقي

 

كه پس از ظهور اقامه خواهد شد، هر فسادي كه از روي زمين برچيده مي شود،

 

هر گناه و معصيتي كه ترك مي گردد، هر حكمي از احكام اسلام كه بيان و اجرا

 

 مي گردد، هر حقي كه بر پا مي شود و... سهيم و شريك خواهد بود.

 

گفتيم كه دعا زمان ظهور را نزديك مي كند. تصور كنيد حتي اگر پنج دقيقه

 

ظهور زودتر انجام شود از چه تعداد گناه، معصيت، ظلم، خون ريزي، ستم

 

وجنايت جلوگيري خواهد شد؟ و اگر كسي بتواند با اعمال و دعاي خويش در

 

جلو افتادن زمان ظهور موثر باشد به چه توفيق بزرگي دست يافته است!!

 

۹-     كسي كه براي ظهور دعا مي كند در حقيقت از اوضاع و احوال عالم و غيبت

 

 امام زمان (عج) ناراضي است و اين خود نوعي برائت جستن از تمامي كساني

 

است كه با سوء استفاده از نبود قدرت و حكومت ظاهري عالم در دست ولي خدا

 

 به ظلم و ستم مشغولند. آري انتظار يعني نفي وضع موجود و به دنبال تحقق

 

وضع مطلوب بودن. اگر به فرض ما براي فرج امام عصر(عج) دعا كرديم و

 

توفيق درك ظهور را پيدا نكرديم هرگز چيزي از دست نداده ايم. طبق روايات

 

براي كسي كه جهت تعجيل در امر فرج زياد دعا مي كند فرج حاصل مي شود و

 

او همانند كسي است كه در راه خدا در خون خويش غلتيده است

 

و با ظهور آن حضرت از اهل رجعت خواهد بود.

 

 

اللهم عجل الولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 18:26  توسط منتظران ظهور عشق | 

 

ز تربت او بوی سیب می آید

 

ز قبر فاطمه بوی عجیب می آید

 

صدای هق هق یک ابر خسته و تنها

 

صدای بارش امّن یجیب می آید

 

صدای کیست که آهسته اشک می ریزد؟

 

صدای گریه مردی غریب می آید

 

علی است این که رود بر مزار فاطمه اش

 

مریض عشق کنار طبیب می آید

 

عجیب نیست که آتش بگیرد این دریا

 

                     که بوی سوختن از یک حبیب می آید       ر. جعفری

          

                  آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد           شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

 

                 آقا بیا تا با ظهور چشم هایت        این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

 

                 آقا بیا تا کشتی بشکسته ما                   آرام راه ساحل دریا بگیرد

 

                 آقا بیا، تا کی دو چشم انتظارم        شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد

 

                 پایین بیا خورشید پشت ابرغیبت     تا قبل از آنکه کار ما بالا بگیرد

 

                 آقا خلاصه یک نفر باید بیاید            تا انتقام دست زهرا را بگیرد  ع. لطیفیان

  

 

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:27  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

لحظه ها یکی یکی می آیند و می روند و در رقابتی پر شتاب از هم پیشی می گیرند. به

خود که می آییم چند جمعه از سال جدید هم گذشت و باز تــو نیامدی ...

و مانده ایم و حسرت همیشگی نیامدنت. مولا جان هیچ چیز جز ظهورت نمی تواند این

خلا بزرگ را در زندگی مان پر کند ؛ هرچند ما آدم های غفلت زده به گمان غلط خویش

برای پر کردنش به هر کوی سرک می کشیم و گاهی دلهای غبار گرفته مان را به لذتهای

پوشالی سرگرم می کنیم. اما تو خوب می دانی که خود را فریب می دهیم. مگر می شود

جز تــو را جست و به آرامش رسید؟! مگر می شود بی تــو جامعه آرمانی را برپا کرد؟!!

آقا جان ما را ببخش... ما فراموشت کرده ایم!!!

ما فراموش کرده ایم در قنوت نمازهایمان اللهم عجل الولیک الفرج بگوییم و برای سلامتی

و فرجت دعا کنیم! ما فراموش کرده ایم که در راهی! ما فراموش کرده ایم که برای

ظهورت چه سهمی داریم! ما فراموش کرده ایم که اگر همینطور راکد و بی حرکت بنشینیم

آمدنت چقدر دیر می شود! ما مشغول تار عنکبوت های خودمان هستیم ؛ ما را ببخش...

مولا جان زمین دل هایمان سال هاست که در انتظار بهار ظهورت همچنان در زمستان

 

معطل مانده است ؛ کدامین جمعه قصد آمدن داری؟؟!!

 

اللهم عجل الولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:34  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

ميلاد پيامبر رحمت حضرت محمد مصطفي (ص) و ششمين ستاره آسمان ولايت

 

حضرت امام جعفر صادق (ع) بر تمامي عاشقان مبارك باد 

 

 

 

اي فرزند ابراهيم از همان اولين لحظه آمدنت به زمين بساط بت پرستي درهم شكست

 

 و پايه حكومت هاي بزرگ و توخالي سست شد. خداوند تو را فرستاد تا محبت خفته

 

در اعماق جان اين آدميان را زنده كني ؛ بي دليل نبود كه تو رحمة للعالمين خوانده

 

شدي. ساليان زيادي بود كه ما آدم ها خوب بودن را از ياد برده بوديم و تنها دم

 

مسيحايي تو مي توانست اينچنين از ظلمت نجاتمان دهد. بر ما خورده مگير اگر

 

ناديده مجذوب و شيفته ات گشته ايم ؛ كه ما كوير هستيم و محتاج باران و تو

 

سخاوتمندانه بر عطش زار روح خسته مان مي باري. هر جا نشانه اي از تو ظهور

 

كند بي شك بهشتي ديگر در زمين برپا مي شود ؛ مگر معجزه نامت اين عطر

 

دل پذير را به گلهاي محمدي هديه نكرد؟! آقاي مهرباني، ما هنوز هم منتظر

 

معجزه ايم ؛ كدامين طلوع آمدن فرزند نجات دهنده ات را نويد خواهد داد؟؟!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 23:25  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

نكاتي در رابطه با نقش دعا در تعجيل فرج (ادامه) :

۴-   برخي مي گويند: (هر وقت خدا بخواهد آقا مي آيد) و تلويحا نقش دعا در

 

تعجيل فرج را كمرنگ مي شمرند. اين مطلب صحيح است كه خداوند متعال بايد

 

اذن قيام و فرج را صادر كند ولي بايد توجه داشت كه خداوند متعال خود نداي

 

 «ادعوني استجب لكم» سر داده و تغيير سرنوشت هر قومي را منوط به تغيير

 

آن قوم دانسته و نيز امام عصر (عج) و اجداد طاهرينش خود شيعيان را به دعا

 

براي تعجيل فرج توصيه كرده اند كه نشان مي دهد اگر اشتياق ما به اوج برسد

 

 خداوند نيزوعده ي خود را محقق خواهد ساخت. آري اگر تقاضا زياد شود

 

خداوند نيز حجت خود را عرضه خواهد كرد.

 

۵-     برخي نيز مي گويند ما گنه كاريم، آلوده ايم، لياقت نداريم براي امام عصر

 

 (عج) دعا كنيم. لقمه ها اشكال دارد! اينگونه مطالب از ترفندهاي شيطان براي

 

بازداشتن ما از دعا براي فرج به حساب مي آيد. دعا براي امام، ما را به امام

 

نزديك مي كند. به علاوه امام زمان (عج) تنها امام نيكوكاران نيست، بر

 

 گنه كاران نيز حجت است و از آنان دستگيري مي كند. امام همچون خورشيد

 

 برهمگان مي تابد و به صنف خاصي تعلق ندارد. در انحصار ملت و نژاد

 

خاصي نيز نيست. امام متعلق به تمام بشريت است. نه تنها امام انسان ها كه امام

 

جن و ملائك نيز هست. نه تنها امام اهل زمين كه امام اهل آسمان ها نيز هست.

 

اگر بنا بود دعاي گنه كاران مستجاب نشود و آن ها از درگاه رحمت اللهي مايوس

 

 شوند، خداوند باب توبه را پيش روي بندگان خويش نمي گشود. اينگونه افراد

 

 ابتدا مي توانند توبه كنند و بعد براي فرج دعا كنند. مگر قرآن نمي فرمايد كه

 

حسنات سيئات را از بين مي برد؟ آيا حسنه اي بالاتر از دعا براي فرج مي توان

 

سراغ داشت؟! گاه انسان براي رفع نيازها و گرفتاري هاي خود به درگاه خدا دعا

 

 مي كند. اين دعا و نيايش اگر با دقت شديد و مراقبت بسيار صورت گيرد و

 

 شرايط و ظوابط آن رعايت گردد ممكن است به اجابت برسد يا اجابت آن به

 

 تاخير بيفتد و يا اصلا مستجاب نشود. اما دعا براي حضرت مهدي (ع) به يقين

 

مستجاب است زيرا ايشان به شدت مورد محبت پروردگار مي باشند تا آنجا كه

 

خداوند پيامبرش را نيز به دوستي او سفارش مي كند. نيايش در باره ي چنين

 

عزيزي هرچند از دهان آلوده و زبان گنه كاري درآيد به بركت آن حضرت

 

مستجاب مي شود. از طرف ديگر چون اين دعا خود نوعي عرض ادب و تحيت

 

نسبت به ايشان است پس به مصداق آيه ي شريفه ي قرآن كه فرمود:«چون شما

 

را درودي گفتند پس در پاسخ درودي نيكوتر يا همانند آن گوييد.» وجود مقدس

 

امام زمان (عج) نيز براي دعا كننده دعا خواهند كرد و البته دعاي اين بزرگوار

 

 به سبب پاكي ذات و بزرگي مقام حضرتش بي شك اجابت مي شود. بنابراين

 

كسي كه دعا بر ولي عصر(ع) را بر درخواست حاجات شخصي خويش مقدم

 

مي دارد نه فقط زيان نديده بلكه يك امر احتمالي را با عطاي حتمي مبادله نموده

 

است و تازه پاداش اداي حق و انجام وظيفه نسبت به مولاي غريب و غايب

 

خويش را نيز از خداي بخشنده خواهد گرفت.

 

۶-     وقتي بحث از ظهور به ميان مي آيد برخي مي گويند: امام زمان به اين

 

 زودي ها نمي آيد! اينگونه اظهار نظرها خلاف روايات متعددي است كه به

 

 ما امر مي كند هر صبح و هر شام منتظر فرج باشيم و تاكيد مي كند كه ظهور

 

به ظهور ناگهاني و زماني كه مردم گمان نمي برند صورت خواهد پذيرفت.

 

محبت و علاقه به امام نيز اقتضا دارد كه ما ظهور را دير نپنداريم زيرا غيبت

 

 دوران تنهايي، دل شكستگي و غصب حق امام است. آيا اگر فردي از عزيزان

 

ما به زندان افتاده باشد يا به سفر رفته و بازنگشته باشد تحمل آن را داريم كه

 

كسي بگويد:( بي خود منتظر نباشيد، به اين زودي ها نخواهد آمد!) به علاوه در

 

 روايات از فال بد زدن نهي شده است و در عوض بر توكل و گمان نيكو داشتن

 

به خداوند تبارك و تعالي تاكيد شده است. حال در ظهوحضرت مهدي (ع) 

 

كه بزرگترين اتفاق و زيباترين پديده ي عالم است،

 

سزاوار است فال نيكو بزنيم يا فال بد؟!!

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 23:40  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

روزهاي پاياني ماه صفر كه فرا مي رسد، ناخودآگاه بغضي به وسعت تمام

 

روزهاي سپري شده ي محرم و صفر بر دل سنگيني مي كند.

 

هنوز سينه غمگين از اربعين حسيني است كه رحلت پيامبر رحمت (ص)،

 

كريم اهل بيت (ع) و ضامن آهو(ع) اين داغ را تازه تر مي كند. اين دل بي قرار

 

و نا آرام نمي داند در پناه گنبد خضرا آرام خواهد گرفت؟! در فضاي غريبانه بقيع؟!

 

يا در كنار پنجره فولاد؟! فقط مي خواهد در گوشه اي بي صدا گريه كند و

 

حرفهاي نگفته اش را با تو بگويد... كاش هيچ گاه زمان كوچ تو نرسيده بود؛ كاش...

 

حالا من مانده ام و حسرت هميشگي اين فاصله. فاصله اي به اندازه همه بدي هايم!

 

 فاصله اي به اندازه تمام خوبي هايت! با وجود اين فاصله مگر باز هم مي توان از

 

لطفت نااميد بود؟! كه خدا در شان تو گفت :« انك لعلي خلق عظيم ».

 

سلام بر تو اي آخرين فرستاده خدا ؛ سلام بر تو اي مهربان تري پيام آور خدا ؛

 

سلام و درود خداوند بزرگ بر تو و بر فرزند  كريمت حسن (ع) و بر فرزند

 

رئوفت رضا (ع) و  بر تمامي  فرزندان  پاكت  باد.

 

( اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم )

 

  ************

 

پيامبر اكرم (ص) : « ايمان خويش را خالص كن تا عمل اندك كفايتت كند.» 

 

امام حسن مجتبي (ع) :« به خوبي معاشرت كردن با مردم كمال عقل است.»

 

امام رضا (ع) : « قرآن ريسمان محكم خدا و الگوي راه نمونه ي اوست.»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 23:33  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

نكاتي در رابطه با نقش دعا در تعجيل فرج :

 

۱-   تنها يكي از آثار دعا براي تعجيل فرج تسريع امر ظهور امام عصر (عج)

 

است . اين دعا آثار و بركات فراواني همچون ازدياد نور امام در قلب، آمرزش

 

گناهان، رنجش و وحشت شيطان، نزول نعمت، دفع بلاها، زايل شدن غم ها،

 

طول عمر و بركت در آن، وسعت رزق، ورود به بهشت، ايمني از عذاب جهنم،

 

نايل شدن به شفاعت اهل بيت(ع)، محشور شدن در زمره ي امامان، امان از

 

تشنگي روز قيامت، ايمني از سختي حساب، ثواب هزار سال خدمت به

 

پروردگار، ثواب نه هزار سال نماز و روزه و... دارد كه مولف مكيال المكارم

 

به ۱۱۰ فايده از آن اشاره نموده است.

 

۲-   دعا در فرارسيدن زمان ظهور، اثر قطعي دارد و ترك آن موجب تاخير در

 

امر فرج خواهد شد و از دقت در حديث بني اسرائيل و ساير روايات استفاده

 

مي شود كه امر ظهور بداپذير است و ممكن است با تضرع و دعاي مومنين و

 

استجابت حق تعالي حتي برخي نشانه هاي حتمي (كه مقدمه يا مقارن ظهور قرار

 

است به وقوع بپيوندند و شديد و سخت بوده و گرفتاري ها و ناگواري هايي در

 

 بردارند) بخشيده شده و محقق نشوند.

 

۳-   دعا براي تعجيل فرج امام عصر (عج) نه تنها از محبت، عشق و علاقه

 

دعا كننده به حضرت مهدي (ع) حكايت مي كند كه عملي انساني و كاملا 

 

وجداني است. عدالت طلبي، ظلم ستيزي و روحيه ي نوع دوستي ايجاب مي كند

 

كه يك انسان مسلمان براي رهايي همه ي بشريت از عبوديت شيطان ها و

 

ظلم ستمگران لحظه شماري كند و با دعا براي ظهور امام عصر (عج)

 

براي تسريع و جلو افتادن اين امر تلاش كند.

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:12  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

تو اسماعیل برگزیده خدايی و رویای به حقیقت پیوسته ابراهیم.  

کربلا میقات توست، محرم میعاد عشق و تو نخستین کس که

ایام حج را به چهل روز کشاندی ( واتممناها بعشر).

آه در حسرت فهم این نکته خواهيم سوخت که حج را نیمه تمام وانهادی

و در کربلا با بوسه بر خنجر تمام کردی...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:18  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

از خانه ي معبود باز مي گردد ولي در دلش التهاب عجيبي موج مي زند.

 

حالش وصف ناشدني است ؛ اضطرابي بزرگ اما شيرين براي آنچه كه مامور به

 

 انجامش شده. سال ها در ابلاغ دستورات پروردگارش به انسان ها كوشيده و حالا

 

 زمان تكامل اين رسالت خطير فرا رسيده است. به كاروان دستور توقف مي دهد.

 

از ميان جمعيت زمزمه هايي به گوش مي رسد ؛ همه مي دانند كه لحظه موعود

 

رسيده و دل ها در انتظار شنيدن اين خبر مهم تندتر در سينه مي زند. بر بلنداي

 

جهاز شتران كه مي ايستد ، قدرتي شگرف در خويش احساس مي كند و تمام التهابش

 

به يقيني عميق تبديل مي گردد. علي را نزد خويش فرا مي خواند و در حالي كه

 

دستش را بالا مي برد او را به عنوان امام ، پيشوا و جانشين بعد از خود به همگان

 

معرفي مي نمايد. نجواي شادماني فرشتگان در عرش طنين مي اندازد و جبرئيل پيام

 

خالق مهربان را برايشان مي آورد :

 

          ( امروز دينتان را براي شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:16  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

خدايا ابراهيم نيستم كه اسماعيل به قربانگاه بياورم ؛

 

بنده ضعيفي هستم كه اسير اين نفس سركش است و جز تو پناهي ندارد.

 

به حال خود رهايم مكن. ياري ام ده تا از مسير هدايتت منحرف نشوم

 

و جز در راه رضايتت گام برندارم.

 

                                     عاشقان عيدتان مبارك

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:10  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

  چرا براي ظهور دعا نمي كنيم؟

-         نقشه ابليس براي تاخير ظهور

 

-         به امام معرفت نداريم

 

-         به امام محبت شايسته نداريم

 

-         احساس اضطرار نمي كنيم

 

-         از بركات ظهور بي خبريم

 

-         نمي دانيم كه از مهمترين شرايط ظهور خواسته مردم است

 

-         از غربت امام در غيبتش بي خبريم

 

-         ما را از شمشير امام ترسانده اند

 

-         از معارف اهل بيت دور هستيم

 

-    نمي دانيم دغدغه ي همه ي اهل بيت(ع) فرج مولا بوده و هست

 

                                 .........................................

 

امام جواد(ع) مي فرمايند:

 

* برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.

 

* بي نيازي از مردم ثروت مومن است.  

 

كسي كه از هواي نفس خود اطاعت كند آرزوهاي دشمن خويش را برآورده است.

 

               شهادت امام محمد تقي، جوادالائمه (ع) تسليت باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 0:42  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

دلم هواي گنبد طلايي ات را كرده است ؛ باز هم  از راه دور سلامت كنم؟! مرا به خانه ات 

نمي خواني تا مهمان سفره مهرباني ات شوم؟ دلم مدام بهانه ات را مي گيرد و من وعده اش 

 

مي دهم به فردايي كه خود بليط آمدنم را امضا كني. در شبي كه ميلاد توست ازتو چه بخواهم

 

جز قطره اي از اقيانوس بخششت و دعايي كه بدرقه راهم كني براي اين سفر... 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 23:39  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

دعا محبوب ترين اعمال نزد خداوند، برترين عبادت، علت روشنايي آسمان ها و

 

زمين، كليد تمام رحمت ها و... است. ما معمولا در حوائج فردي خويش بر دعا

 

اصرار مي ورزيم و تا استجابت كامل آن، دست از طلب بر نمي داريم؛ ولي به امر

 

 مهم دعا براي تعجيل ظهور امام زمان(عج) آنگونه كه شايسته است اهتمام

 

نمي ورزيم. غافل از اين كه اين دعا زيباترين آرزو و بهترين دعاهاست؛ زيرا خير

 

و سعادت دنيا و آخرت ما و همه ي انسان ها و نيز گشايش در امور مادي و معنوي

 

جهانيان وابسته به امر ظهور امام زمان(عج) است. آن حضرت در توقيع شريف

 

خطاب به شيخ مفيد مي فرمايند: (اگر شيعيان ما با دل هاي متحد و يكپارجه بر وفاي

 

به عهد و پيمان خويش اجتماع مي كردند ملاقات ما با آن ها به تاخير نمي افتاد و

 

سعادت ديدار و مشاهده ي با معرفت براي آن ها به زودي حاصل مي شد و زودتر

 

از اين به ديدار ما نايل مي شدند.) امام صادق (ع) درباره نقش دعا در تعجيل فرج

 

فرمودند: (وقتي عذاب و سختي بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل روز به درگاه خدا

 

گريه و ناله كردند. خداوند متعال به موسي و هارون وحي فرمود كه آن ها را از

 

دست فرعون نجات دهند و اين در حالي بود كه از چهارصد سال عذاب صدوهفتاد

 

سال باقي مانده بود و خداوند به واسطه ي دعاي بني اسرائيل از آن صدوهفتاد سال

 

صرف نظر نمود.) مولف كتاب مكيال المكارم با استناد به اين روايت مي گويد:

 

وقت ظهور امام زمان(عج) از امور بدايه است كه امكان پس و پيش افتادنش هست

 

يعني مي توان با دعا نمودن فرج و ظهور امام عصر(عج) را جلو انداخت و تشويق

 

ائمه ي اطهار به دعا نمودن براي تعجيل ظهور بيانگر آن است كه حصول فرج

 

داراي يك زمان صددرصد تعيين شده و غير قابل تغيير نيست و اگر مردم به مسئله

 

غيبت امام زمانشان و طولاني شدن اين امر بي توجهي نكرده و همگي دعا نمايند،

 

اميد است كه خداوند هرچه زودتر طومار غيبت را در هم پيچيده و آن بزرگوار را

 

ظاهر نمايد. همچنان كه در زمان حضرت ادريس(ع) وقتي آن حضرت مورد

 

حمله ي حكومت طغيانگر زمان خويش قرار گرفت از ميان مردم غايب شد؛ در

 

دوران غيبتش مردم تصميم به توبه در مقابل خداوند را گرفتند و اين بازگشت و

 

پشيماني واقعي باعث شد كه خداوند دوران غيبت او را پايان بخشد. حضرت ادريس

 

(ع) ظاهر شد و حاكم ستمگر در برابر او به ذلت و خواري افتاد.

 

از امام زمان(عج)  نقل شده كه فرمودند: (شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را

 

نمي خواهند، اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد.)

 

{ اين پست از كتاب دعا كليد ظهور نوشته دكتر علي هراتيان گرفته شده است}

 

                                         اللهم عجل الوليك الفرج

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 23:21  توسط منتظران ظهور عشق | 

در روزگاري كه دروغ ساده و راستگويي سخت است؛ در گذر از لحظه هاي كه بوي فريب

 

 مي دهند؛ تـــو را صدا مي زنم و نامت را هزارن بار زمزمه مي كنم:

 

     السلام عليك يا صادق آل محمد(ص)

 

راستش را بخواهي هرچند به اين زندگي سراسر نيرنگ عادت كرده ام اما اين دل هيچ وقت

 

در خوشي هاي كاذب مرا همراهي نمي كند و رنج حاصل از صداقت را به راحتي 

 

دروغگويي ترجيح مي دهد... ولي من خيلي به حرفهايش توجه نمي كنم! نمي دانم چرا؟!

 

گاهي احساس مي كنم قسمتي از روحم گمشده كه...

 

با من سخن بگو. تـــو كه راستگوترين مردماني صداقت را برايم معنا كن.

 

بندهاي اسارت دلم را بگشا؛ شايد شيريني راستي در جانم نفوذ كرد... شايد...

 

در نبودت من مانده ام و سنگيني معناي نامت بر سينه و كوهي شرمساري كه مرا

 

 شيعه جعفري نامند و اندك نشانه اي از تـــو در من نيست... 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 9:7  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

لحظه هايم بهانه تو را دارند

ديگران پدرانشان را مايملك خويش مي پندارند اما من تنها خواهان ديدار توام. مي خواهم به

نظاره ات بنشينم تنها با عبور نازك نگاهي از من، تا تو. و اين خواسته حاصلي است از سالهاي

دور تا امروز... نمي دانم به دنبال كدام نشان از تو بگردم؟ نمي دانم كجايي تا قمري هاي خانه

را به استقبالت بفرستم. جغرافياي بودن تو مرز درياها را فرا گرفته؛ آنجا كه تويي ماهي ها هم

نمي توانند بيايند چه برسد به من! خورشيد جوانه هايش را به سوي تو مي فرستد و هرچه بر

 خاك رستني است بي تو نابود مي شود... پروانه ها به شاخه هاي ترد تنهاييم پيله بسته اند.

من مانده ام بي يادگار از تو، بي يادگار از عشق؛ تنهاي تنها! كسي نيست كه زندگي را برايم

ديكته كند و دور روزهاي اشتباهم خط بكشد و من همچنان چشمانم را به سوي تو مي گشايم و

نشاني از تو نمي يابم. لحظه هايم بهانه تو را دارند؛ كاش جانم را به روياي بودنت تازه

مي كردي. كاش آن هنگام كه تو در سنگر پناه مي گرفتي مي دانستي در نبودنت حالا هيچ

سنگري نيست كه من بدان پناه گيرم. در فصل تلخ وداعت چون قطره اي در سراب دنبال درياي

تو گشتم اما تو نبودي! تو نبودي وقتي من نوشتم «بابا آب داد» و تو هرگز آب و نان برايم

نياوردي و دستان مهربانت را بر سرم نكشيدي و امروز جز خاطره اي دور از خود مرهمي بر

 قلب ترك خورده ام نخواهي يافت. وقتي لحن كودكانه احساسم لب به سخن گشود و عاجزانه تو

 را از من خواست؛ اي كاش مي دانستي دايره وجودم چقدر از تو خالي بود. ديروز وقتي انشاي

 تو را گرفتم بيست، ديدم كه بازهم  از آفرين گفتن تو خبري نيست! چشمانم اسير دست انتظارند؛

انتظار ديدنت، انتظار در كنار تو بودن و از با تو بودن سرودن. عاشق رفتن و پريدن و رسيدن!

تنها تلالو نام جاويد توست در برابر اين همه پوچي و خاموشي. من و ياد تو و فراموشي؟! از

عظمت وجود توست كه گل هاي بهاري باز دوباره جان گرفتند و به سوي آسمان بي كران

قد برافراشتند. آنان كه مي خواستند تو را نابود كنند تو را جاويد كردند و گمنامي ات تاوان

شجاعتت شد...

                                  ************************

چگونه از جنگ بگويم؟

خون دماغ كه مي شوم هفت محله بالاتر هم مي فهمند؛ ترقه هاي چهارشنبه سوري دلم را

مي لرزاند؛ پدرم براي سرب هاي خيابان هم ماسك مي زند، پنج دقيقه اگر دير كند مادرم تمام

شهر را تلفن مي زند؛ بچه ي جنوبي نيستم كه خمپاره دستم را برده باشد و بغل دستي ام نفهميده

باشد؛ خس خس هيچ حنجره اي خواب شب هايم را نمي دزدد؛ حياطمان بوي انتظار نمي دهد؛‌

هيچ بمبي اتاق خوابمان را نخوابانده است؛ من چگونه از جنگ بگويم؟!...

                                                                  (برگرفته از ويژه نامه دفاع مقدس)

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:26  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

مولا جان قدري درنگ كن. حرف هاي زيادي براي گفتن در گلو جمع شده. كجا مي روي؟

چه مي شود اگر اين نماز صبح را به مسجد نروي؟!! به صداي ملتهب نبض زمين گوش ده؛

بعد از تـــو چگونه بماند؟ پايه هايش در هم خواهد شكست مولا باور كن...

دلت از ما آدم هاي بي معرفت گرفته است باشد قبول. اما به خاطر آفتاب بمان، به خاطر

خورشيد كه هر صبح با روشني نگاهت طلوع مي كند و هر شام با خلوت شبانه ات غروب؛

به خاطر آب‌؛ به خاطر گل ها؛ به خاطر حسن... حسين...عباس... به خاطر زينب...

                                            مي خواهي بروي؟!

پس تكليف بچه هاي يتيم چه مي شود؟ چه كسي در ظرفهاي منتظرشان عشــق خواهد گذاشت؟ 

چه كسي به سفره تهي پيرزن هر شب مهـرباني خواهد بخشيد؟ شب هاي تيره خرابه نشينان

زين پس با گرماي حضور كدام ناشناس منور خواهد شد؟ بمان! به خاطر همه مظلومان بمان!

                                             مي خواهي بروي؟!

پس تكليف عدالت چه مي شود؟ باز قرباني طمع گرگ صفتان؟!!!

چه كسي حرف هاي خدا را در گوش ما انسان هاي غفلت زده تكرار خواهد كرد؟

نرو مولا! اين نماز را به تنهايي بخوان؛ تنهاي تنها...

                                             مي خواهي بروي؟!

حتما مي خواهي بروي كه به هيچ صدايي توجه نمي كني حتي صداي اين مرغابي ها كه راهت

را گرفته اند... مي خواهي بروي كه دستان ملتمس در را هم پس مي زني......................

تـــو مي روي و با گامهايت به كوچكي انديشه ام لبخند مي زني؛  مي روي به خاطر خدا

                                      *******************

آقا مرا ببخش. گستاخي هم اندازه اي دارد. چه مفتخرانه اين كارنامه سياه را به دست گرفته ام

تا در اين شب هاي حساب و كتاب نشانت دهم. مرا ببخش اگر بازبيني اعمال ناپسندم آزارت

مي دهد. مرا ببخش كه باعث مي شوم مثل پدرت علي احساس غربت كني...

كاش دستم را بگيري و از دام اين نفس سركش نجاتم دهي.

مي دانم برايم دعا مي كني. مي دانم!! مرا ببخش و به حال خود رهايم مكن.

بگذار باز هم در سايه بان آبروي تــــــو اين دست هاي حقير را به سمت آسمان بلند كنم. 

                                           اللهم عجل الوليك الفرج

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 17:33  توسط منتظران ظهور عشق | 

            در هر مهماني ميزبان مهرباني هايش را سخاوتمندانه نثار مهمانان مي كند

نيمه هاي مهماني اوج بخشش و تجلي كامل لطف بي دريغ ميزبان است

و تـــــو درست در نيمه مهماني مي آيي تا نشانه اي باشي از كرامت بي انتهاي خداوند

در حق مهمانانش. بي دليل نيست كه كريم اهل بيت ناميده مي شوي...

زماني مي آيي كه تازه هواي عاشــق شدن دل هايمان را احاطه كرده است

مي آيي تا ذره ذره شهد عشــق در كام هاي تشنه مان بريزي

مي آيي تا اين گام هاي آغازين را به اطمينان حضورت محكم تر برداريم

درست مثل جايزه ي تشويق كودكاني كه تازه راه رفتن را شروع مي كنند

چه بزم كريمانه اي و چه هديه ي زيبايي

 همه گل ها پيشكش قدومت باد

 ميلادت مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 15:15  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

امام حســـن (ع) در نيمه ي رمضان سال سوم هجري در مدينه به دنيا آمد. كنيه اش ابومحمد و

 القابش مجتبي، سبط النبي و السيدالزكي است. پدرش علي بن ابيطالب (ع) و مادرش فاطمه(س)

 دختر رسول الله(ص) است. امام حســـن(ع) دومين امام معصوم و چهارمين نفر از اهل بيت و

 اصحاب كسا (ع) و شبيه ترين افراد به پيامبر(ص) مي باشد.امام صادق(ع) مي فرمايند: امام

 حســـن(ع) در خـَـلـْـق و خــُـلـْـق و سيره شبيه ترين مردم به پيامبر(ص) بود.

امام مجتبــي(ع) بسيار رئوف و مهربان و حليم بود. روزي مردي نزد امام رفت و عرض كرد

از شيعيان شما هستم. امام فرمودند: اگر در اوامر و نواهي از ما اطاعت مي كني پس راست

مي گويي و گرنه ادعاي تو راست نمي باشد و با اين ادعا مرتبه اي بر گناهانت مي افزايي كه

در تو نيست. پس شيعه ي ما نيستي؛ ليكن بگو من از موالي شمايم و دشمنان شما را دوست

ندارم. با اين ادعا هم دروغ نگفته اي و هم در خير هستي و به سوي خير مي روي.

شخصي از حضرت امام حســـن (ع) پرسيد كه سياست چيست؟ حضرت فرمودند:

۱- رعايت حقوق خداوند ۲- رعايت حقوق افراد زنده اجتماع ۳- رعايت حقوق از دنيا رفته گان

 و اما رعايت حقوق خداوند آن است كه هرچه را خواسته به انجام رسانده و از هرچه نهي

كرده است پرهيز و اجتناب بنمايي ؛ و اما حقوق افراد زنده اجتماع آن است كه وظايف خود را

در قبال برادران خويش انجام دهي و از خدمت به امت كوتاهي ننمايي و براي مسئول و پيشواي

 جامه به همان اندازه كه نسبت به افراد جامعه اخلاص مي ورزد اخلاص داشته باشي و اگر از

 طريق مستقيم و راه راست منحرف گرديد بر سر او فرياد بزني ؛ و اما حقوق از دنيا رفته گان

 آن است كه نام نيك آنها را برزبان بياوري و از بديهاي آنها اغماض و چشم پوشي كني زيرا

آنان خود بار سنگيني دارند كه به آن محاسبه مي گردند.   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:58  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

دلــت تنــگ است. از اين همه هياهو خستــه شدي.

گوشــه اي دنــج مي خواهي تا با خــودت خلــوت كني

 اما در تنهايي هم اين خلوت نصيبت نمي شود.

از بس اشياي مزاحم خانــه ي دلـــت را پر كرده است.

 گاهي بدت نمي آيد در اين شلوغي دست و پا بزني اما هيچ كدام از اين

خوشــي هاي كاذب نمي تواند درمــان روح بي كرانــت باشد.

آري بــي كــران. تعجــب مي كني؟!!

آن قدر در اين دنياي تار عنكبوتي به دور خويش چرخيده اي كه

حقيقــت وجــودي ات را از ياد برده اي.

خــداونــد كه بي نهايــت است از روح خويش در تـــو دميده است و

تـــو هم بــي نهايــت شده اي. به همين خاطر است كه با شنيدن نامي از

بــي كرانگــي حـــس آشنــاي غريبــي به سراغـت مي آيد.

قطعــه گمشــده بي قراري هايت را در اين دنياي خاكــي و در بين اين

آدم هاي زمينــي نمي تواني پيدا كني...

فرصـت دوبــاره اي در انتظار تــــوست.

فرصتـي براي گذشتن از خويش و از نو پيدا شدن.

فرصتـي براي بـي كرانگــي.

حالا كه تــــو را به مهماني خويش خوانده است

باز هم درنـگ مي كني؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 9:54  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

     

         سكوت در دل شب هاي تار كافي نيست

     

                                                براي آمدنش انتظار كافي نيست

 

         هجوم گريه به محض شنيدن اسمش

 

                                              براي مردم شيعه تبار كافي نيست

 

         براي آمدن او مگر نمي دانيد؟!

 

                                          فقط سرودن شعر و شعار كافي نيست

 

         مگر به آب زنيم و به آتش و دريا

 

                                             كه انتظار فرج در كنار كافي نيست

 

                              ***************

تا به حال خادم خانه اي بوده اي؟! خادمي كه گهگاه خانه ي ارباب را با سليقه و

 

انديشه ي محدودش آب و جاروب مي كند و همواره مضطرب و نگران است كه

 

مبادا ارباب حتي نيم نگاهي به خانه ي خود كه نكند هيچ، از سليقه و افكار خادمش

 

ناراحت و دلگير هم باشد. حال تصور كن اين خادم با همه كوچكي اش بخواهد خانه

 

را براي ميلاد صاحب خانه آذين ببندد. مي تواني التهابش را حس كني؟!

 

يك التهاب بزرگ اما شيرين. آن قدر بزرگ كه هر فكر و انديشه اي را بارها بررسي

 

 مي كند و آن قدر شيرين كه تمامي اين لحظه ها برايش لذت بخش ترين مي شود

 

حتي اگر سرانجام اين التهاب همان هيچ هميشگي باشد...

 

مگر از هيچ ، جز هيچ مي توان انتظار داشت؟!!

 

         ميلاد صاحب عصر و زمان يوسف زهرا  بر تمامي منتظرانش مبارك باد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 8:0  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

عشــق از نيـاز بر مي آيد . اما كدام نيـاز؟

 

راحت تر بگويم : عشــق نيـاز است ، اما نيـاز به تبديل شدن و به اين گونه از

 

بن بست رهيدن ، از خود خلاص شدن و به معشوقي كه بالاترش يافته اي پيوستن و

 

با او ماندن. چون هنگامي كه بودن تو ماندن است و ماندن تو مرگ است ؛ بايد اين

 

بودن از بن بست ماندن نجات بگيرد. بايد در راهي بيفتد و جهتي بيابد.

 

اين نيـاز عشــق است و عشــق از اين نيـاز برخاسته.

 

آنچه ما با نام عشــق امام با آن مانوس شده ايم و به آن دل بسته ايم ؛ عشــق نيست و

 

اين نيـاز ادامه يافتن و حركت كردن نيست كه نيـاز به سرگرم شدن و تنوع داشتن

 

است. آنچه ما در برابر امام داريم هنوز تا اين عشــق فاصله دارد . ما از امام نه

 

خودش و نه خودمان ، كه خانه و زندگي را مي خواهيم و از او به جاي مغازه و بيل

 

و كلنگ استفاده مي كنيم. ما بيشترها را فداي كم ترها كرده ايم و اين است كه عشــق

 

نيست؛ بازي است مثل بازي بچه هايي است كه متكاها را زير پايشان مي گذارند تا

 

به عروسكهايشان برسند و همين كه رسيدند فرار مي كنند.

 

و اين است كه عشــق ما بازي است مي گوييم اگر ندهيد قهر مي كنيم مي رويم ؛ پس

 

آنچه نداده اند براي ما مهم تر از خود آن ها است كه به خاطر آن، با خودشان قهر

 

كرده ايم و از آن ها دست شسته ايم. عشــق هاي ما يا بازي  است يا عشــق خام است،

 

عشــق پوچ است، عشــقي است كه هنوز با حادثه ها شكل نگرفته و در كوره ها

 

رنگ نباخته و پر و سرشار نگشته و تبديل نشده و ميوه نداده است. مي گوييم

 

مي خواهيم امام را ببينيم و اين يك عشــق است ولي باز نشده و شكل نگرفته.

 

عاشق مي خواهد راحت معشوق را فراهم كند نه راحت خودش را، چون راحت

 

خودش همان راحت محدود و مانده و فاني است.

 

راستي چقدر فاصله است ميان عشــق ها و ميان نيـازها؟! و چقدر زيباست، چقدر

 

عظيم است عشــقي كه شكل گرفته و پيچيده شده و گره خورده. و گر نه ما همگي

 

خود براي شكستن امام وسيله هستيم. ما خار چشم و استخوان گلوي او هستيم.

 

اين درخت عشــق است كه ميوه مي آورد و مهره مي سازد و ياور تهيه مي كند.

 

آن ضرورتي كه از طرح انسان در هستي بر مي خاست امامت را مطرح مي كند.

 

و همين ضرورت عطش و نيـاز به امام را در تو شكل مي دهد و اين عطش شكل

 

گرفته و اين عشــق مبدل تو را به تهيه ي زمينه هاي آن حكومت، در آن وسعت و با

 

هدف بزرگ بالاتر از آزادي و عدالت و رفاه و تكامل وامي دارد. اين جاست كه

 

قلب مالك كه از عشــق علي سرشار شده او را به جدايي از علي كه از جانش بيشتر

 

احساسش مي كند دستور مي دهد.

 

مالك مي رود ولي در اين جدايي با علي جمع است و هماهنگ است.

 

خوشا آن ها كه در جدائيشان  با هم بودند...

 

بيچاره ما كه در جمعمان ناهماهنگيم...

                                         

                                               متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:21  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

ميلاد سالار عشق و آفتاب حضرت امام حسين (ع) و قهرمان عرصه ي وفاداري

حضرت ابوالفضل عباس (ع) و زينت عبادت كنندگان حضرت امام سجاد (ع)

بر تمامي عاشقان مباركباد

                

    

     تا كه پرسيدم ز منطق عشـــق چيست؟

 

                                                   در جوابم اين چنين گفت و گريست :

 

    ليلي و مجنون همه افسانه است

 

                                                 عشق در دست حسيــــن بن علي است  

 

              

 

       به دريــــا پا نهاد و برون شد تشنــه لـــب

  

                                               جوانمـــردي نگر

 

                                                              همــــت ببين

                        

                                                                      غيـــرت تماشا كن

 

 

           

ای خدا آن کیست که وارد برتو شد و درخواست مهمانی کرد و تو مهمان نوازی

نکردی؟ و آن کیست که به امید عطای تو به درگاهت فرود آمد و محرومش ساختی؟

 

آیا نیکوست که من از درگاهت محروم برگردم در صورتی که من مولايی که به

 

لطف و احسان معروف باشد جز تو نمی شناسم؟ ای خدا  چگونه ترا فراموش کنم

 

در صورتی که همیشه مرا در نظر داری و چگونه از تو غافل گردم در صورتی که

 

پیوسته مراقب حالم هستی ! ای خدا  به کرمت درخواست دارم که بر من منت

 

گذاری و از عطایت  که چشمم را روشن کند کرم فرمایی و از امیدی که به تو دارم

 

دلم را مطمئن سازی. بحق رحمت بی پایانت ای مهربانترین مهربانان

     

                                                                         از مناجات خمسه عشر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:31  توسط منتظران ظهور عشق | 
 

در آستانه ميلاد خجسته امير عاشقان حضرت علي (ع) ، چه خوب است

 

 اندكي بيش از قبل در فهم حقيقت اين سخنان حكيمانه تامل كنيم :

 

 

 

* برترين زهد پنهان داشتن زهد است.

 

* زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب نادان در پشت زبانش قرار دارد.

 

* اگر به آنچه كه مي خواستي نرسيدي از آنچه هستي نگران مباش.

 

* چقدر فاصله بين دو عمل دور است: عملي كه لذتش مي رود و كيفر آن مي ماند

 

و عملي كه رنج آن مي گذرد و پاداش آن ماندگار است.

 

* هرگاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد!

 

* دنيا گذرگاه عبور است نه جاي ماندن و مردم در آن دو دسته اند: يكي آنكه خود

 

را فروخت و به تباهي كشاند و ديگري آنكه خود را خريد و آزاد كرد.

 

* كسي كه از گفتن (نمي دانم) روي گردان است به هلاكت و نابودي مي رسد.

 

* آنكه پاداش الهي را باور دارد در بخشش سخاوتمند است.

 

* بدي را از سينه ديگران با كندن آن از سينه خود ريشه كن نما.

 

* اين دل ها همانند تن ها خسته مي شوند؛ براي نشاط آنها به سخنان تازه ي

 

حكيمانه روي بياوريد.

 

* هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود جز ظرف دانش كه هرچه در آن

 

جاي دهي وسعتش بيشتر مي شود.

 

* ايمان بر شناخت با قلب، اقرار با زبان و عمل با اعضا و جوارح استوار است.

 

* گروهي خدا را به اميد بخشش پرستش كردند كه اين عبادت بازرگانان است؛

 

گروهي او را از روي ترس عبادت كردند كه اين عبادت بردگان است و گروهي خدا

 

 را از روي سپاس گذاري پرستيدند و اين پرستش آزادگان است.

 

 * اگر خدا بر گناهان وعده عذاب هم نمي داد لازم بود به خاطر سپاس گذاري

 

از نعمتهايش، نافرماني نشود.

  

* نيازمندي كه به تو روي آورده فرستاده خداست؛ كسي كه از ياري او دريغ كند

 

از خدا دريغ كرده و آن كس كه به او بخشش كند به خدا بخشيده است.

 

 * ايمان بنده اي درست نباشد جز آنكه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از

 

آن باشد كه در دست اوست.

 

 * هرگاه از خداي سبحان درخواستي داري ، ابتدا بر پيامبر اكرم (ص) درود فرست

 

و سپس حاجت خود را از خدا بخواه ؛ زيرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو

 

حاجت درخواست شده يكي را برآورد و ديگري را بازدارد.

 

* از خواري دنيا نزد خدا همان بس كه جز در دنيا نافرماني خدا نكنند و جز با

 

رها كردن دنيا به پاداش الهي نتوان رسيد.

 

* نشانه ايمان آن است كه راست بگويي آن گاه كه تو را زيان رساند و دروغ نگويي

 

كه تو را سود رساند و آنكه بيش از مقدار عمل سخن نگويي و چون از ديگران سخن

 

بگويي از خدا بترسي.

 

* توحيد آن است كه خدا را در وهم نياوري و عدل آن است كه او را متهم نسازي.

 

 * پاداش مجاهد شهيد در راه خدا بزرگتر از پاداش عفيف پاكدامني نيست كه قدرت

 

بر گناه دارد و آلوده نمي گردد ، همانا عفيف پاكدامن فرشته اي از فرشته هاست.

 

* مومن بايد شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم كند: زماني براي نيايش و

 

عبادت پروردگار ، زماني براي تامين هزينه زندگي و زماني براي واداشتن نفس

 

به لذت هايي كه حلال و مايه زيبايي است.

 

*** 

 

خدايا به تو پناه مي برم كه ظاهر من در برابر ديده ها نيكو و در درونم در آنچه

 

كه از تو پنهان مي دارم زشت باشد و بخواهم با اعمال و رفتاري كه تو از آن

 

آگاهي توجه مردم را به خود جلب نمايم و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال

 

نادرستي كه درونم را زشت كرده به سوي تو آيم تا به بندگانت نزديك و از

 

خوشنودي تو دور گردم! بارخدايا تو مرا از خودم بهتر مي شناسي و من خود را

 

بيشتر از آنان مي شناسم  خدايا مرا از آنچه اينان مي پندارند نيكوتر قرار ده

 

و آنچه را نمي دانند بيامرز!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 16:36  توسط منتظران ظهور عشق | 

 

همه هست آرزويم كه ببينم از تـــو رويي

 

                                 چه زيان تـــو را كه من هم برسم به آرزويي

 

سالهاست چشم هايم را در مسير آمدنت كاشته ام تا با باران عبورت جوانه بزنند ؛

 

هرچه فكر كردم چيزي جز دل سودازده ي سياهم نداشتم كه نذر نگاهت كنم ، اما

 

هنوز سهمي از آفتاب نگاهت نصيب چشمان در خاك مانده ام نشده ...

 

در اين كه روزي مي آيي و شميم دل انگيز آمدنت در گوش كوچه ها طنين خواهد

 

انداخت ذره اي شك ندارم ؛ اما نمي دانم آن روز قدرت نگاه كردن به چشم هايت را

 

خواهم داشت يا نه؟؟!!

 

شرمسارم مهربان به خاطر تمامي اشتباهات و خطاهايي كه باعث ناراحتي دل

 

آسماني ات شد. گاهي چنان غرق لحظه هاي غفلت زده مي شوم كه عهد و پيمان خود

 

از ياد مي برم ؛ اما تو اگر سايه ي لطف خويش از من دريغ كني به رويش كدامين

 

طلوع دوباره اميدوار باشم؟!

 

 كاش زماني كه دستان سخاوتمندت را به سوي آسمان دراز مي كني براي من هم دعا

 

كني ...  دعا كني آن قدر چشمه ي ايمان و انديشه ام زلال و جاري شود كه تمام ظلمت

 

 درونم را شست و شو دهد و گام هايم چنان راستين و با اراده باشند كه جز در راه

 

ياري تو به مسير ديگري نروند. كاش...             ر ه  ا

 

                        ************************

 

راستي اين روزها كدامين پيام در راه است كه گذر تمام قاصدك ها لبريز عطر

 

گل هاي نرگس است؟!

 

 

بنماي رخ كه خلقي واله شوند و حيران

 

                                         بگشاي لب كه فرياد از مرد و زن برآيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:42  توسط منتظران ظهور عشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
شبيـــــه عشـــــــق

مثـــــل آسمـــــــــان

مـــــانند پـــــــــروازي

خــودت هم خـــوب مي داني

كه مثـــل طـــرح يـــــــك رازي

و من در انتظــارت لحظه لحظه

غـــــــــرق مــــي گـــــردم

نمــــــــــي آيي مــــــرا از اين

تلاطـــم ها رهــــــا سازي؟


نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
گل واژه هاي انتظار
مناسبت ها
يك سوال يك جواب!
تو مي آيي...
دعا كليد ظهور
ساير مطالب
پیوندها
مجمع وب لاگ نويسان مهدوي
منتظر بي قرار
مهر بي كران
منتظرم تا كه او برگردد
خط خطي هاي دلتنگي
بي قرار لحظه لحظه آمدن تواييم
و در آنسوي اين چشم انتظاري ها
غروب شلمچه
زير خيمه
شوق ديدار
عطاي كثير
اميد انتظار من
بركه اي به نام ...
تا جمعه ي ظهور
زمزمه هاي دلتنگي
نگاه خيس
ديوونه هاي كربلا
حاصل اوقات
حضرت علي (ع)
تنها منجي
غدير يعني گفتن نگفته ها
اليس الصبح بقريب
ظهور
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان
باران
سوز عشق
عرفان و عشق
ثرياي فراق
اشك مهتاب
اول مظلوم عالم
رهپويان منجي(عج)
گنجینه ی حکمت
دانلود سخنراني ومداحي هاي مذهبي
کانون فرهنگی شهید محسن اسدی
جستجو و نجات در حوادث
عرفان، نردباني به سوي خدا
آشتي با امام زمان (عج)
بنياد علمي پژوهشي مهدويت
هيئت ابولفضليهاي باغ فردوس
جنگ افزار شناسی
چرا حجاب؟
آموزش نظامی
تمنای دل
بیقرار ظهور
یا مهدی ادرکنی
مرا بسپار در یادت
کانون منادیان ظهور
استاذنا (آیت الله شیخ جواد مروی)
133
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM